|
"اللَّهُمَّ
كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
صفورا صدوقی
من نشانی از تو ندارم، اما
نشانیام را برای تو مینویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی
كسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا كن، وارد كوچه پس كوچههای
تنهایی شو! كلبهی غریبیام را پیدا كن، كنار بید مجنون خزان
زده و كنار مرداب آرزوهای رنگیام، در كلبه را باز كن و به سراغ بغض خیس
پنجره برو! حریر غمش را كنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی كویری كه غرق انتظار است، پشت دیوار دردهایم
نشستهام.......... هانیه
راستکار
"ذوالجناحا عصر ما چون عصر عاشورا مباد آقا جان تا کی انتظار؟؟؟
ظهور حق به اذن حق ظهوریست ، مگر بها اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دل ها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم . مدعیان دروغگو آگاه باشید به زودی کسانی ادعای مشاهده ( نیات خاصه ) مرا خواهند کرد . آگاه باشید هر کس قبل از " خروج سفیانی " و شنیدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است ؛ حرکت و نیرویی جز به خدای بزرگ نیست . دنیا در سراشیبی زوال دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است ، و من شما را به سوی خدا و پیامبرش ? که درود خدا بر او و آلش باد ? و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنت ، دعوت می کنم . ذخیره بزرگ من باقیمانده از آدم و ذخیره نوج و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمد ( درود خدا بر همگی آنان باد ) هستم . حجت خدا ستمگران پنداشتند که حجت خدا از بین رفته است ، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد ، هر آینه تمام شک ها را از بین می بریدم . عطسه ، نشانه سلامت نسیم ، خدمتکار حضرت مهدی ( علیه السلام ) گوید : آن حضرت به من فرمود : آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ گفتم : آری . فرمود : عطسه ، علامت امان از مرگ تا سه روز است . نماز ، طرد کننده شیطان هیچ چیز مثل نماز ، بینی شیطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال . اذن مالک تصرف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست . استعاذه به خدا پناب به خدا می برم از نابینایی بعد از بینایی و از گمراهی بعد از رهایی و از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه ها . اسوه های حقیقت حق با ما و در میان ماست ، کسی جز ما چنین نگوید ، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد . ظهور فرج به اذن خدا اما ظهور فرج ، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس برای ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست . و اما گفته کسانی که پنداشته اند امام حسین ( علیه السلام ) کشته نشده ، کفر و دروغ و گمراهی است . شناخت خدا همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده ، او جسم نیست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چیزی مثل او نیست و شنوا و داناست " . ائمه ( علیهم السلام ) دست پرورده های پروردگار خداوند با ماست ، و به جز ذات پروردگار به چیزی نیاز نداریم ، و حق با ماست . اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ایجاد نمی شود ، ما دست پرورده های پروردگارمان ، و مردمان ، دست پرورده های ما هستند . دانش حقیقی دانش ، دانش ماست ، از کفر کافر ، گزندی بر شما نیست . اتفاق و وفای به عهد اگر شیعیان ما ? خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد ? در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند ، سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می شدند . پیروان نادان حضرت مهدی ( علیه السلام ) به محمد بن علی بن هلال کرخی فرمودند : نادانان و کمخردان شیعه و کسانی که بال پشه از دینداری آنان محکم تر است ، ما را آزردند . بیزاری از غالیان من از افرادی که می گویند : ما اهل بیت ( مستقلا از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند ) غیب می دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم ، یا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسندیده بالاتر می برند ، نزد خدا و رسولش ، بیزاری می جویم . سجده شکر سَجدَۀُ الشُّکرِ مِن الزَمِ السُّنَنِ وَ اوجَبِها . سجده شکر از لازم ترین و واجب ترین مستحبات است . زهرا سلیمانی
حضرت على (ع) می فرمايند: ((يعطف الهوی على الهدى اذا عطفوا الهدى علی الهوى )) (در آن هنگام كه مردم هوى وهوس را جايگذين هدايت ورستگاريكرده اند, او(يعنى حضرت مهدى(ع) )هدايت را به جای هوى وهوس ,استقرار خواهد بخشيد) مهدويت در قرآن و احاديث نبوی : اولا : در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلی در كمال صراحت هست ، يعنی هر كسی كه قرآن كريم را مطالعه كند میبينيد قرآن كريم آن نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب میشود ، در آيات زيادی به عنوان يك امری كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر میكند . از آن جمله است اين آيه : « و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون » خدا در قرآن میگويد كه ما در گذشته ، بعد از " ذكر " - كه گفتهاند يعنی بعد از آنكه در تورات نوشتيم - در زبورهم اين مطلب را اعلام كرديم ، و ما اعلام كرديم ، پس شدنی است كه : « ان الارض يرثها عبادی الصالحون » اين دين را به وسيله اين پيامبر فرستاد برای اينكه در نهايت امر آن را بر تمام دينهای عالم پيروز گرداند ، يعنی همه مردم دنيا تابع اين دين بشوند . از آيات قرآن كه بگذريم مسئله احاديث نبوی است . پيغمبر اكرم در اين زمينه چه مطالبی فرموده است ؟ اگر روايات مربوط به مهدی موعود انحصارا روايات شيعه میبود ، برای شكاكان جای اعتراض بود كه : اگر مسئله مهدی موعود يك مسئله واقعی است ، بايد پيغمبر اكرم گفته باشد و اگر پيغمبر اكرم گفته بود بايد ساير فرق اسلامی هم روايت كرده باشند و تنها شما شيعيان روايت نكرده باشيد . جوابش خيلی واضح است : اتفاقا روايات باب مهدی موعود را تنها شيعيان روايت نكردهاند ، رواياتی كه اهل تسنن در اين زمينه دارند ، از روايات شيعه اگر بيشتر نباشد كمتر نيست . كتابهايی را كه در اين زمينه نوشته شده است مطالعه بكنيد میبينيد همين طور است . در همين سالهايی كه ما در قم بوديم ، دو كتاب در اين زمينه تأليف شد . يكی را مرحوم آية الله صدر ( اعلی الله مقامه ) البته به زبان عربی نوشتهاند به نام " المهدی " و خيال میكنم چاپ هم شده باشد . اما اين مسئله روی تاريخ اسلام چه اثری گذاشته است ؟ وقتی كه ما تاريخ اسلام را مطالعه میكنيم ، میبينيم گذشته از رواياتی كه در اين زمينه از پيغمبر اكرم يا اميرالمؤمنين وارد شده است ، اساسا از همان نيمه دوم نسیم دادگر
سعد بن عبدالله قمی ميگويد : اشتياق فراوانی به گردآوري كتب حاوی علوم مشكله و نكات ريز آنها داشتم و درباره كشف حقايق از درون آنها بسيار تلاش می كردم . آزمند حفظ موارد خطا و اشتباه آنها بودم و مسائل علمي را كه برايم حادث مي شد به آسانی به كسی بازگو نمی كردم و نسبت به مذهب اماميه (تشيع) تعصبی خاص داشتم . از راحتی و آرامش گريزان و همواره به دنبال بحث و مجادله (بامخالفان) بودم و فرق مخالفت اماميه را نكوهش میكردم و معايب پيشوايانشان را آشكارا بيان و از آن پرده دري می كردم، تا آنكه روزی گرفتار فردی ناصبی (اهانت كننده به حضرات ائمه (ع)) شدم كه در منازعه عقيدتی سخت گيرتر و در دشمني كينه توزتر و در جدال و مخاصمه تندتر و در سخن بدزبانتر و در پيروی از باطل، از تمام كسانی كه تا آن وقت ديده بودم متعصبتر بود. م.ف
از ميان نواب امام زمان (عج) چهار نفر به عنوان «نواب اربعه» مشهور ميباشند. اين افراد در واقع نائبان خاص حضرت بودهاند كه از سال 260 هـ تا سال 329 هـ واسطه بين آن حضرت و شيعيان بودهاند. اين افراد در مرتبهاي از فضيلت و برتري بودهاند كه از طرف امام زمان (عج) و بعضاً از طرف امام هادي (ع) و امام عسكري (ع) به عنوان وكلاي ايشان انتخاب شده بودند.
چرا ز کوی عاشقان دگر گذر نمی کنی چه شد که هر چه خوانمت به من نظر نمی کنی مگر مرا ز درگهت خدا نکرده رانده ای دگر برای خدمتت مرا خبر نمی کنی خدا گواه من بود که قهر تو کشد مرا ز قهر با غلام خود چرا حذر نمی کنی نشسته ام به راه تو به عشق يک نگاه تو ز پيش چشم خسته ام چرا گذر نمی کنی تو ای همای رحمت ای جهان به زیر سایه ات چرا نظر به مرغکی شکسته پر نمی کنی؟ نگر به خیل سائلان به سامرا و جمکران ز باب خانه ات چرا سری به در نمی کنی ؟
مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار من مسلمان وار می اید برای ظهور آقا امام زمان (عج) دعا کنید. چون این ما هستیم که به آقا محتاجیم . این جامعه و جوامع و انسانها هستند که به وجود مقدس امام زمان (عج) نیازمند هستند.این دنیا چند صباحی بیش نیست . سعی کنید ایمان اعتقادتان را محکم نگه دارید. این زمان بسیار زمان حساسی است چونکه همه جوره بساط ظلم و گناه فراهم است وبا انواع وسائل ارتباطی وحتی درون جامعه ودرون خانه ها هم امن از شیطان نیست. مام مانند خورشید است که ما چه پشت به آن بکنیم و چه رو به آن برای آن حضرت فرقی نمی کند بلکه برای ما تفاوت دارد. اللهم عجل لولیک الفرج ......آمین 1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام): انتظار واقعی با يک مثال شروع می کنم: حتما در دوران تحصيل با دلشوره های امتحان آشنائی داريد.منظورم همان استرسهای شب يا قبل امتحان است که دانش آموز يا دانشجو را رها نمی کند.انتظار هم نوعی امتحان است. بطوريکه در مثال عرض کردم اگر فردا امتحان باشد دلشوره همراه اميد به موفقيت بهترين راه چاره است .چونکه انسان را به تلاش وخواندن دروس تشويق ومجبور می کند.ولی اگر بی خيال باشد برايش فرقی نمی کند که قبول مشود يا نه. برای مسئله انتظار هم اينچنين است: ما بايدبا اميد به آينده روشن که آن انسان کامل خواهد آمد ودلشوره از اعمال خويش(تصحيح اعمال) زندگی کنيم. القاب حضرت مهدی عج اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى عليه السلام مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است: محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... . كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است. در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد. قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد. ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد. بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين. خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق. وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند. باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند. داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه. سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت. ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا. حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند. نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان. عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان. سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران. خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم). علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت. سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى. عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى. نسیم دادگر
شد امشــــب از فروغ ماهــــرويی آسمـــان روشــــن زميـــــن روشن زمــــان روشن مکــان و لامکان روشن نظيــــــر مشتــــری و زهـــــره و ناهيد، امشــــب شد قــــــــلوب خاکيــــــان و سينه ی افلاکيـــــــان روشن نه تنــــها چشم زهـــــرا (س) و علی (ع) منــــور شد که شد چشم و دل سر حلقــــه ی پيـــغمبران روشن حسن نام و حسن خلق و حسن علم و حسن عسکر به هنــــگام سخن منطق بســـی روشن، بيان روشن زهرا سليمانی
|
درباره وبلاگ![]()
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند:
فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 پیوندها
بچه محل
|